تبليغاتX
ناریا

ناریا

every thing


نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:17 توسط نینا|

من مثل همه آنان كه سردار شهيد حاج عباس عاصمي و حاج محمود احمدي تبار را سال ها از نزديك مي شناختم و چهار شهيد عزيز ديگري كه پيكرهاي خونين آنان را بردوش گرفتند و درگلزار شهدا به خاك سپردند بر اين اعتقادم كه آنا عزیزان در يك حادثه تروريستي به شهادت نرسيدند بلكه حضور در ملكوت اعلي براي آنان مقدر شده بود كه در اين دنياي پرهياهو و فارغ از معنويت به سوي آسمان جاودانگي پر و بال گشودند. من براي باور و اعتقادي كه دارم  خود را با دلايلي قانع كرده ام.

اول اين كه: وقتي حاج عباس عاصمي براي خدا حافظي پيش مسئول حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه قم رفته بود آن سيد بزرگوار دعا كرد كه پيروز بازگردند ولي حاج عباس تبسمي زد و گفت دعا كنيد شهيد شويم!

دوم اين كه: وقتی عباس خدا حافظی کرد دستی بر کمر حاج محمود احمدي تبار زد و خاطره سفر عمره و حج تمتع را به ياد آورد و گفت با هم یک بار رفتیم عمره یک بار هم رفتیم سفر حج  اين بار می رویم كربلا !

نگاه مادر پير حاج محمود، متفاوت از نگاه هميشه او بود. متفاوت از نگاه هايي كه  وقت خداحافظي در دوران دفاع مقدس به حاج محمود داشت. نگاهي از جنس وداع آخر. وقتي حاج محمود خدا حافظي كرد و رفت مادر آه سردي از سويداي وجود كشيد و خطاب به اطرافيان گفت محمود فقط دو روز ديگر مهمان ما خواهد بود...

سوم اين كه: حاج محمود مدير كاروان حج بود و حاج عباس معاون او در همين سيزدهم رجب امسال بود. هر چه مقدر شده بود در كنار خدا براي آنان نوشته شده بود. وقتي از سفر بازگشتند حاج عباس خوابي را براي يكي از دوستانش نقل مي كند كه امير مومنان را در عالم رويا مي بيند و حضرت انگشتري را به او هديه مي دهد و خطاب به او مي فرمايد: تو از مايي...

چهارم: توي يكي از محافلي كه چندي پيش برگزار شد فيلم بردار شروع مي كند از چهره افراد تصوير برداشتن. در ميان آن جمع، يكي از بچه ها فرياد مي زند از حاج عباس فيلم يگير . حاج عباس شهيد مي شود بعد دنبال فيام اش نگرديد...

پنجم: اين ها يادگاران دفاع مقدس بودند. محب اهل بيت عليهم السلام. خادم حرم حضرت معصومه (س) و همه نيروهاي سپاه علي بن ابي طالب(ع). همه جا با هم بودند. آخرين نماز را به جماعت با هم خواندند و در حادثه  تروريستي كه دست گروهك پژاك به آن آلوده شد، آن ها بال در بال در آسمان شهادت پركشيدند و رفتند.

پدر شهید مهدی خبیر آمده بود بهشت معصومه(س) قم برای وداع با پیکر فرزندش تا نگاه همرزمان آقا مهدی به او افتاد روی جنازه مهدی را بپوشاندند. پدر آمد گفت چرا روی جنازه پسرم را بپوشاندید می خواهم ببینم دسته گل و تنها پسرم را چه جور تقدیم  خدا کردم! ... توی مراسم تشییع هم  پد مهدی تنها می رفت. تسبیحی به دست داشت و آهسته ذکر خدا را زمزمه می کرد. حتی پیراهن مشکی به تن نکرده بود.

و اين ها دلايل مقدر بودن شهادت براي آنان بود و شايد خود به اين راز پي برده بودند و شايد ديگران!   

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 23:37 توسط نینا|


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 23:28 توسط نینا|


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 23:10 توسط نینا|

فرزند شهيد احمدي تبار: پدرم را بخوبي نشناختم قم ـ فرزند شهيد 'محمود احمدي تبار' گفت: پدرم شخصيتي الهي داشت كه من به لحاظ ظرفيت كم خود نتوانستم او را بخوبي بشناسم. به گزارش ايرنا، 'اسماعيل احمدي تبار' روز پنجشنبه در گفت و گو با ايرنا، گفت: پدرم فردي متواضع بود كه به هيچ وجه تمايلي به تعريف و خودنمايي نداشت و بسياري از اوصاف ايشان را در اين ايام از زبان ديگران شنيده ايم. وي ادامه داد: پدر شهيدم همواره پشتوانه اي معنوي براي اقوام بود و همگان به نيكي از وي ياد مي كنند. احمدي تبار، با بيان اينكه پدرش بيش از 80 ماه در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حضور داشت و به جانبازي مفتخر بود، افزود: ما هميشه منتظر شهادت ايشان بوديم و واقعا حق وي نبود كه در بستر، جان به جان آفرين تسليم كند. وي گفت: ساير شهدايي كه با پدرم به فيض عظيم شهادت رسيدند نيز حال و هوايي مشابه او داشته و انسان هاي مخلصي بودند. اين فرزند شهيد تصريح كرد: خون پاك پدر من متعلق به همه ايراني هاست و اين خون را تقديم به كشور و رهبر عزيز خود مي كنيم و خطاب به ايشان مي گوييم جان همه ما فداي شما باد. وي با اشاره به ولايتمداري پدر شهيد خود، ادامه داد: اين شهيد سعيد همواره براي پايبندي به آرمان هاي انقلاب مخصوصا ولايت فقيه تاكيد داشت و معتقد بود كه اگر گوش به فرمان رهبر عزيز باشيم مشكلي نخواهيم داشت. شهيد 'محمود احمدي تبار' و پنج همرزم وي شهيدان 'عباس عاصمي'، 'علي اكبر جمراسي'، 'ولي الله صحرايي'، 'سيد عبدالحسين موسوي نژاد' و 'مهدي خبير'، جمعه گذشته در جريان عمليات تعقيب و مقابله با گروهك تروريستي پژاك به شهادت رسيدند. اين اقدام تروريستي كه در منطقه مرزي آلواتان سردشت، برنامه ريزي شده بود، با انفجار مين در مسير خودروي اين شهدا صورت گرفت. شهيد احمدي تبار هنگام شهادت 46 سال داشت و از وي يك فرزند پسر و سه فرزند دختر به يادگار مانده است
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 0:10 توسط نینا|

پله بهترین است یا مارادونا؟نظر شما چیست؟!

پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد.

در پی نظرات ستیزه جویانه چند روز گذشته دیه گو مارادونا در مورد پله این سؤال همیشگی و بحث برانگیز دنیای فوتبال دوباره اذهان را به خود مشغول کرده است: کدامیک بهتر بودند؟ در دنیا مسائلی هست که هیچ گاه نمی توان در آن به توافق رسید! مثلاً اینکه مجیک جانسون بهتر است یا مایکل جوردن؟ تیم ملی آرژانتین بهتر است یا برزیل؟ رئال مادرید بهتر است یا بارسلونا؟ ...و پله بهتر است یا مارادونا؟

سؤال آخر بیش از تمام سؤال های دیگر طرفداران فوتبال را به چالش می کشاند. به هر حال هر کس تیم محبوب خود را بهتر از دیگری می داند اما مقایسه این ۲ اسطوره ممکن است تا ابد ادامه یابد. راه های زیادی برای مقایسه و سبک و سنگین کردن این ۲ افسانه وجود دارد. با هم از چند دیدگاه به این ۲ اسطوره نگاه می کنیم:

● مدال ها و افتخارات
پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد. از سوی دیگر مارادونا تنها قهرمان جام جهانی را در کارنامه دارد اما قهرمان لیگ های آرژانتین، ایتالیا و جام ملی اسپانیا و ایتالیا نیز بوده است. وی همچنین به تنهایی صاحب افتخارات زیادی از جمله بهترین بازیکن جام جهانی ۱۹۸۶ و بهترین گل قرن از سوی فیفا و بازیکن قرن فیفا از سوی مردم را در کارنامه خود دارد. خیلی از مردم معتقدند این حقیقت که پله فاتح ۳ جام جهانی و مارادونا تنها صاحب یک جام است، نشان می دهد که پله بازیکن بهتری است. بزرگترین افتخاری که یک تیم می تواند به آن دست پیدا کند، قهرمانی در جام جهانی است اما قضاوت در خوب یا بد بودن یک بازیکن بر اساس افتخاراتی که همراه تیمش کسب کرده کاملاً نادرست است. پله در جام جهانی ۱۹۵۸ تنها ۱۷ سال داشت و تأثیر چندانی در زمین به جا نگذاشت اما در جام جهانی ۱۹۶۲ و ۱۹۶۶ با وجود مصدومیتی که به آن دچار شد به خوبی بازی کرد و در سال ۱۹۷۰ در بهترین تیمی که برزیل می توانست داشته باشد، بازی کرد.

در آن دوره توستائو، ریولینو، جرسون و جرزینیو در کنار پله بازی می کردند اما تیمی که مارادونا طی جام جهانی به همراه آن بازی می کرد تیمی معمولی بود و با این حال آنها فاتح جام جهانی ۱۹۸۶ شدند که در این راه مارادونا بهترین گل تمام دوران خود را مقابل انگلستان در یک چهارم نهایی به ثمر رساند و در نیمه نهایی نیز گلی شبیه به آن را مقابل بلژیک رقم زد. همانطور که درمباحثه ها و مجادله های پیش از این هم گفته شده است برزیل حتی بدون پله هم فاتح جام جهانی ۱۹۷۰ می شد اما ۱۶ سال بعد آرژانتین بدون مارادونا ممکن نبود به چنین عنوانی دست پیدا کند. البته این دلیل هم دلیل خوبی برای برتری دادن مارادونا به پله نیست اما شاید پرسیدن این سؤال از خودمان بد نباشد که اگر پله در سال ۱۹۸۶ به جای مارادونا برای آرژانتین بازی می کرد آیا آرژانتین باز هم جام را به خانه می برد؟ سؤال مشکل است. از خیلی جهات می شود چشم بسته پاسخ آن را داد اما حالا که هر کس جای خودش است پاسخ دادن مشکل تر می شود.

● گل های پله
طرفداران پله همیشه از ۱۲۸۱ گلی که این بازیکن در ۱۳۶۳ دیدار خود به ثمر رسانده صحبت می کنند. با توجه به این نکته که بسیاری از این گل ها در رقابت های محلی به ثمر رسیده نمی توان تمام این رقم را فوق العاده دانست، از طرفی پله در ۹۲ بازی که برای برزیل انجام داد ۷۷ گل زد که ۱۲ تای آن در جریان جام جهانی وارد دروازه تیم های حریف شده است. با این حال هیچ کدام از این گل ها حیرت انگیز و تماشایی نبوده اند و تنها برای رساندن تیم به مرحله بعدی بشمار می رفتند.
مارادونا ۳۴ گل در ۹۱ بازی ملی به ثمر رسانده که ۸ تای آن در جام جهانی بوده است. وی در مجموع در ۵۹۰ بازی که در کل دوران حرفه ای اش انجام داده ۳۱۱ گل وارد دروازه حریفان کرده است. گلزن بودن تنها کافی نیست. در مکان و زمان مناسب گل زدن هم مهم است. خیلی از گلزنان خوب در شرایط حساس مقابل تیم های بزرگ از گلزنی عاجز هستند اما پله و مارادونا هر ۲ در بهترین موقعیت برای تیم امتیاز می آوردند و این نکته ای است که هیچ کدام در آن بر دیگری برتری ندارند.

● بازی جوانمردانه
از زاویه بازی جوانمردانه پله قدمی از مارادونا جلوتر است. دیه گو کارت زرد داور را در بیشتر بازی ها می دید و این واقعیت که در بازی مقابل انگلستان در جام جهانی ۱۹۸۶ با فریب داور گلی را با دست وارد دروازه کرد از او بازیکنی با ارزش های بازی غیرجوانمردانه می سازد. از این ها گذشته رفتار نامناسب مارادونا در خارج از زمین بازی باعث کمرنگ شدن جلوه شهرت این بازیکن در میادین جهانی شده است. از طرفی در نواحی مرکزی و جنوبی اروپا و البته در آمریکای جنوبی حیله گری به عنوان یکی از بزرگترین فاکتورهای فوتبال بازی کردن به حساب می آید. اگر بازیکنی بتواند با فریب داور یا بازیکن حریف به گل برسد به بازیکنی استثنایی چه از نظر تاکتیکی و چه از نظر شخصیتی بدل می شود. گرچه مارادونا به دلیل اعتیاد به کوکائین نیز ارزش های فوتبالیستی خود را در اذهان مغشوش کرده است اما این مسأله را که می توان در زمره مسائل خصوصی یک شخص قرارداد دلیل خوب یا بد بازی کردن مارادونا نمی توان نهاد. اگر روزی بفهمید خواننده محبوب شما معتاد است آیا صدای وی در گوش شما گوشخراش و نازیبا نمی شود؟ مطمئناً پاسخ هر آدم منطقی منفی است.

البته پله هم مانند فرشته ها زندگی نکرده است. او به عنوان یکی از اعضای «خانواده فیفا» در کنار «سپ بلاتر» و «هاوه لانژ» و «کو» اعمالی بدتر از مارادونا داشته است. سیاست آفت فوتبال است و وقتی فوتبالیستی درگیر آن شود بی شک دچار آفت می شود. کافی است نگاهی به لیست سالانه بازیکنان جهان فیفا بیاندازید تا نشانه های آفت را بیابید.

● فیلمبرداری
تصمیم گیری بر سر اینکه کدام یک بهتر است به خاطر کمبود فیلم های موجود مشکل است. در دهه های ۵۰ و ۶۰ دورانی که پله در اوج بود از تمام بازی ها فیلم نمی گرفتند و تماشاگران شاهدان عینی بازی های این اسطوره فوتبال بوده اند. مارادونا در دورانی شکوفا شد که فوتبال به تجارتی میلیارد پوندی تبدیل شده بود. فیلم بازی های پله به مسابقات جام جهانی محدود می شد، در حالی که خود پله معتقد است بهترین گل دوران بازی اش در چند دهه پیش از نوار فیلمبرداری پاک شده است. با این اوصاف شاید تصمیم گیری بر سر بهتر و بهترین بر اساس فیلم ها راه درستی نباشد اما تصمیم در مورد مهارت یک بازیکن همیشه نیازمند دیدن ۹۰ دقیقه بازی آن فوتبالیست است. چیزی که از هر ۲ بازیکن حداقل یک نسخه باقی مانده است اما آنچه از این ،۲ افسانه ساخته است بهترین بودن آن ها طی سال های متمادی است. هر کدام از این بازیکنان حداقل ۱۵ سال در دوران اوج به سر برده اند و سپس به خواست خود و نه شرایط و عدم آمادگی از فوتبال کناره گیری کرده اند.

● پله قبل از مارادونا
یک نکته حائز اهمیت در مورد پله این است که این اسطوره ۱۰ یا شاید ۲۰ سال جلوتر از زمان خود حرکت می کرد. شم فوتبالی که او از آن بهره مند بود در هیچ کس دیگر مشاهده نمی شد.

«تارسیسو بورجنیچ» بازیکن تیم ملی ایتالیا در بازی نهایی جام جهانی ۱۹۷۰ در مورد پله گفت: قبل از شروع بازی به خودم گفتم او هم مثل بقیه آدم ها از گوشت و خون ساخته شده است اما اشتباه می کردم! خیلی ها معتقدند اگر پله نبود بازیکنانی مثل کرایف، زیکو، مارادونا، باجو یا زیدان به عرصه فوتبال نمی آمدند. پله فوتبال را از دیدگاه کلاسیک بازیکن شماره ۱۰ متحول کرد و بازیکنان بزرگ دیگری که بعد از او آمدند راه وی را دنبال کردند. ا

نتخاب بهترین از میان پله و مارادونا یکی از مشکل ترین تصمیم های دنیا است. با وجود تمام بررسی ها و بحث ها باز هم پاسخ به عهده هواداران است. هوادار هر کدام که باشید برای شما بهترین همان است

 

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 2:3 توسط نینا|

__________000000000000______000000000000
______000000000000000000__000000000000000000
____00000000000000000000000000000000000000000
___00000000000000██000000000██00000000000000
__000000000000000██000000000██000000000000000
_0000000000000000██000000000██0000000000000000
_0000000000000000___000000000___0000000000000000
_0000000000000000___000000000___0000000000000000
_0000000000000000___000000000___0000000000000000
_0000000000___000000000000000000000___0000000000
__000000000___000000000000000000000___000000000
___000000000___0000000000000000000___000000000
_____000000000___000000000000000___000000000
_______00000000____00000000000____00000000
__________0000000_______________0000000
_____________0000000000000000000000000
_______________000000000000000000000
__________________000000000000000
___________________000000000000
______________________000000
_______________________0000

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 2:2 توسط نینا|

                                                                          

سلام امروز میخوام درمورد فیلم ایرانی ملک سلیمان نبی به کارگردانی اقای شهریار بحرانی بنویسم من خودم از این فیلم خیلی خوشم امد مخصوصا از جلوه های ویزه اش البته میدونم که یک فرد شرقی مسئول این کار بود ولی به نظر من این فیلم عالی بود  باید سرمایه گذاری های بیشتری برای ساخت اینجور فیلم ها بشود ولی متاسفانه سینمای ایران بایک مشت فیلم مزخرف گیشه ای پر شده وامید وارم هر چه زوتر سینمای ما هم  پیشرفت کنه وبزگتر از هالیوود بشه الهی امین ...از دست اندر کاران این فیلم به خصوص کارگردان گرامیشان اقای شهریار بحرانی وبازی بسیار عالی امین زندگانی بسیار بسیار تشکر میکنم وباید بگویم منتظر دومی شم هرچه زودتر لطفا اقای بحرانی.........!

                                                 

نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 2:37 توسط نینا|

آیا میدانستید عهد نامه ترکمانچای در روز 23 آبان ماه 1389 به پایان رسید؟

یعنی از روز 24 آبان ماه 1389 رسما" کشور آذربایجان جزء خاک ایران خواهد بود زیراطبق این عهد نامه
ایران آذربایجان را در سال 1289 به مدت 100 سال به روسیه داده بود که در تاریخ 23 آبان ماه 1389 این
مدت به پایان رسید.
نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 2:31 توسط نینا|

سلام امروز عارفه جونم دختر خاله گلم به دنیا اومده !البته الان یک نوزاد ۱۷ سالس!!!!!!!!!!!دخی خاله جون تولد مبارک اینم کیک تولدت !زود باش شمع هارو فوت کن قبلش یک ارزو کن!!!!!!!!!
نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 20:23 توسط نینا|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pars Skin